به کمک ۱۰ روش کاربردی می‌توانید نگرشتان را نسبت به شکست تغییر دهید و از آن برای پیشرفت در زندگی شخصی و کاری خود استفاده کنید.

همه ما در زندگی بالاخره مسیری را اشتباه رفتیم یا به مانعی غیرمنتظره برخوردیم و حس شکست را تجربه کرده‌ایم. شاید پیش آمده روند تغییر شغلتان به نحوی که انتظار داشتید پیش نرفته یا شاید هم به طور ناگهانی کارتان را از دست داده‌اید و حالا نمی‌دانید باید چه کار کنید.

وقتی برنامه‌های دقیق زندگی ما با پیچیدگی‌های غیرقابل پیش‌بینی زندگی واقعی روبرو می‌شود باید چه کار کنیم؟ این لحظات شکست در واقع ممکن است فرصتی برای تحلیل و تغییر استراتژی و یادگیری را فراهم سازند. در این مقاله توضیح می‌دهیم که چطور تغییر نگرش نسبت به شکست می‌تواند به شما کمک کند تا موفقیت و رشد بیشتری را تجربه کنید. با ما همراه باشید.

چرا تغییر نگرش به شکست مهم است؟

اگر می‌خواهید بر هر شکستی در زندگی خود غلبه کنید باید اول بفهمید که چرا تغییر نگرش نسبت به شکست اهمیت دارد. اگر زندگی را یک بوم نقاشی در نظر بگیریم، هر تجربه خوب یا بد یک ضربه قلم‌مو است. رنگ‌های پررنگ و چشم‌نوازی که نشانه‌ای از موفقیت هستند، به بوم نقاشی جلوه زیباتری می‌دهند اما سایه‌های تیره شکست با اضافه کردن عمق و تضاد، شاهکار زندگی را تکمیل می‌کنند. اما بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند بر روی شکست متمرکز شوند و اجازه دهند که تصویر کلی تحت‌الشعاع قرار بگیرد. اینجاست که با تغییر نگرش به شکست می‌توان از زیبایی این بوم نقاشی لذت برد و آن را کامل‌تر کرد.

۱۰ روش برای تغییر نگرش به شکست و تبدیل آن به عامل تغییر دهنده شما برای رشد

اغلب افراد موفق در دنیا می‌دانند چطور به شکست نگاه کنند و چطور از چنین موقعیتی برای موفقیت بیشتر بهره‌مند شوند. در ادامه این مطلب ۱۰ روش کاربردی و مهم برای دیدن موقعیت‌های شکست را توضیح می‌دهیم و امیدواریم با استفاده از آن‌ها بتوانید دیدگاهتان را نسبت به شکست تغییر دهید.

    ۱. شکست به عنوان بازخورد

فرض کنید یک دانشمند هستید و تمام آزمایش‌های شما طبق برنامه پیش نمی‌رود. گاهی شکست‌ها بازخوردهایی هستند که به شما می‌گویند کدام استراتژی کار می‌کند و کدام استراتژی را باید تغییر داد تا به موفقیت رسید.

  • مثال:
  • توماس ادیسون هزار تلاش ناموفق برای اختراع لامپ انجام داد. اما وقتی از او در این باره سؤال شد گفت: «من هزار بار شکست نخوردم. در واقع لامپ یک اختراع هزار مرحله‌ای بود.»

    ۲. شکست به عنوان رشد

کودکانی که در حال یادگیری راه رفتن هستند دائما زمین می‌خورند اما با هربار زمین خوردن تعادل، پشتکار و قدرت را یاد می‌گیرند. هر شکست می‌تواند درسی باشد که تاب‌آوری و تقویت عضلات مهم برای رشد را به شما یاد می‌دهد.

  • مثال:
  • نویسنده‌ای را در نظر بگیرید که چندین بار کتابش رد شده. اما هربار سعی می‌کند نوشته‌های اصلاح‌شده‌تری داشته باشد، بازار و خواسته مخاطب را بهتر می‌فهمد و در نهایت مهارت‌های خودش را تقویت می‌کند تا کتاب بعدی‌اش موفق‌تر شود.

    ۳. شکست به عنوان یک فرآیند پالایش

فلزها برای شکل‌گیری چندین بار چکش می‌خورند و حرارت می‌بینند اما این فرآیند همان‌چیزی است که یک تکه فلز معمولی را به تیغه‌ای انعطاف‌پذیر و قوی تبدیل می‌کند.

  • مثال:
  • به معلمی فکر کنید که با یک کلاس چالش‌برانگیز سروکار دارد. ممکن است دانش‌آموزان در ابتدا سرکش باشند اما با استفاده از روش‌های آموزشی نوآورانه می‌توان ارتباطی عمیقی شکل داد تا مدیریت کلاس راحت‌تر و بهتر شود.

 

    ۴. شکست به عنوان قطب‌نما

برخی اوقات مسیری که در آن هستیم درست نیست ولی شکست می‌تواند قطب‌نمایی باشد که ما را به سمت مسیر درست هدایت کند.

  • مثال:
  • یک کارمند پس از سال‌ها فعالیت در محل کار خود به طور مداوم با موانع مختلف روبرو می‌شود و احساس نارضایتی دارد. پس از مدتی به فعالیت‌های زیست‌محیطی روی می‌‌آورد و مهارت‌های کاری خود را برای موفقیت پروژه به کار می‌گیرد. وجود حس رضایت و استفاده از چنین مهارت‌هایی باعث می‌شود زندگی حرفه‌ای این کارمند در مسیر جدیدی قرار بگیرد.

    ۵. شکست به عنوان مکث

در دنیایی که همه اتفاقات با شتاب هرچه تمام‌تر در حال رخ دادن هستند، شکست در واقع یک مکث اجباری به شمار می‌رود. این موقعیت را می‌توان فرصتی برای توقف، نفس کشیدن و شروعی دوباره برای موفقیت تلقی کرد. به بیان دیگر شکست روشی است برای این که بفهمیم شاید مسیر دیگری برای رسیدن وجود داشته باشد یا شاید فقط به یک استراحت کوتاه نیاز داریم.

  • مثال:
  • یک دونده ماراتن در حین مسابقه دچار آسیب می‌شود. درست است که دلسردی و ناامیدی را احساس می‌کند اما در واقع این آسیب جسمی که شکست تلقی می‌گردد فرصتی برای استراحت را فراهم می‌کند تا دونده جسم و ذهن خود را آماده کند و برای شروع دوباره تمرین و شرکت کردن در مسابقه ماراتن بعدی آماده شود.

    ۶. شکست به عنوان ابزار ارتباط

به اشتراک گذاشتن شکست‌ها با دیگران، ارتباط ما را بهبود می‌بخشد. با استفاده از این تجربه انسانی مشترک به عنوان ابزاری برای ارتباط می‌توانیم در چنین شرایطی احساس تنهایی کمتری داشته باشیم و البته در مواقع شکست دیگران نیز همراهشان باشیم.

  • مثال:
  • بنیانگذار یک استارتاپ داستان سرمایه‌گذاری ناموفق خود را در یک کنفراس تعریف می‌کند. شاید فکر کنید دیگران ممکن است او را به عنوان یک بازنده ببینند، اما افراد دارای شرایط مشابه می‌فهمند که تنها نیستند و مشارکت‌ها، همکاری‌ها و دوستی‌های جدیدی از این طریق شکل می‌گیرد.

    ۷. شکست به عنوان دکمه ریست

زندگی هم مثل بازی‌های ویدیویی گاهی ممکن است چالش‌برانگیز باشد و درست وقتی که فکر می‌کنیم قرار است در این مرحله شکست بخوریم، باید به یاد بیاوریم که شکست معمولا به عنوان دکمه ریست و یک شروع دوباره عمل می‌کند. هربار شکست خوردن به ما امکان این را می‌دهد که با تجزیه و تحلیل موقعیت، برای آغازی نو آماده شویم.

  • مثال:
  • یک هنرمند ممکن است وقت زیادی را صرف یک اثر کند و بعد متوجه شود که به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است. این باعث می‌شود که حس کند زمان زیادی را تلف کرده اما این شکست در واقع به او اجازه می‌دهد تا دیدگاه‌ها و تکنیک‌های متفاوتی را به کار بگیرد و از نو شروع کند.

    ۸. شکست به عنوان نشان شجاعت

حرکت در مسیرهای ناشناخته همیشه خطر شکست را به همراه دارد اما گواهی بر شجاعت هم تلقی می‌شود. هربار که شکست می‌خوریم، باید به خودمان یادآور شویم جرأت تلاش، رویاپردازی و حرکت در مسیری سخت را داشتیم.

  • مثال:
  • یک کارآفرین جوان استارتاپ جدیدی را راه‌اندازی می‌کند اما پیدا کردن سرمایه‌گذار طبق برنامه پیش نمی‌رود و در نهایت پروژه شکست می‌خورد. این فرد به جای غرق شدن در ناامیدی، باید تجربه خود را به عنوان نشانه‌ای از شجاعت ببیند چون خطری که در بازار رقابتی متحمل شده کار سختی است و البته با شبکه‌سازی بهتر می‌تواند دوباره این مسیر را طی کند و موفق شود.

    ۹. شکست به عنوان فرصتی برای مربیگری

با مواجهه و غلبه بر شکست‌ها، در موقعیت منحصربه‌فردی قرار می‌گیریم تا دیگران را در چالش‌های مشابه راهنمایی کنیم. تجربیات شما و درس‌هایی که آموخته‌اید می‌تواند الهام‌بخش دیگران باشد و مسیر را برای آن‌ها روشن‌تر کند.

  • مثال:
  • فردی قبل از این که شغل رویایی‌اش را پیدا کند، چندین و چندبار از سمت کسب‌وکارهای مختلف رد می‌شود. بعدا در زمان‌های موفقیتش می‌تواند به افراد دیگر کمک کند تا از داستان‌های شکست او عبرت بگیرند و او را به چشم فردی الهام‌بخش برای رشد و دستیابی به موفقیت ببینند.

    ۱۰. شکست به عنوان کاتالیزور خلاقیت

برخی از آثار عمیق هنری حاصل بدترین و تلخ‌ترین شکست‌ها هستند. این یعنی شکست می‌تواند الهام‌بخش قدرت باشد و با جابه‌جایی مرزها، نوآوری و خلاقیت را در دیگران پرورش دهد.

  • مثال:
  • تصور کنید یک نوازنده بعد از تعدادی کنسرت ناموفق وارد یک فاز خلاقانه می‌شود و آلبومی را تولید می‌کند که بسیار بیشتر از آثار دیگرش مورد استقبال قرار می‌گیرند. احساس عمیق ناشی از شکست این نوازنده توجه افراد بسیاری را به آثارش جلب می‌کند و باعث شهرت و موفقیتش می‌شود.

نکته پایانی

در این مقاله ۱۰ روش متفاوت نگاه کردن به شکست را توضیح دادیم و برای هرکدام هم مثالی زدیم تا واضح‌تر پیاممان را منتقل کنیم. امیدواریم مطالعه این مقاله بتواند شروعی برای تغییر دیدگاهتان نسبت به موقعیت‌های شکست باشد. اما نکته مهم و آخر این که فراموش نکنید در کنار خوشحالی برای موفقیت‌هایتان باید شکست‌هایتان را هم جشن بگیرید چون وجود این موقعیت‌ها باعث می‌شود تا شخصیت شما رشد کند و به فرد بهتر و موفق‌تری تبدیل شوید.

دسته‌ها: کسب و کار، توسعه فردی، پیشرفت، شکست، ترس از شکست