ما اغلب فکر میکنیم «رهبری» یک مفهوم ثابت و تغییرناپذیر است، اما در واقعیت مفهوم رهبری به طور مداوم تغییر میکند. اگر عبارت «رهبری» یا “Leadership” را در گوگل جستجو کنید، حدود ۶ میلیارد و ۱۵۰ میلیون نتیجه خواهید دید. این یعنی نظریههای بسیاری درباره لیدرشیپ یا رهبری کسبوکار وجود دارد و حجم زیادی از توصیههای موجود در اینترنت، با باورهای نادرست و محدود کننده همراه میشود که میتواند از پیشرفت افراد جلوگیری کند.
به همین دلیل در این مقاله ۸ باور نادرست درباره رهبری کسبوکار را بررسی میکنیم که میتوانند مانع پیشرفت شوند. با ما همراه باشید.
باور غلط ۱: رهبری ذاتی است
خیلی مهم است که بدانیم رهبری یک استعداد مادرزادی نیست. ایده «مادرزادی» بودن این خصیصه موجب این میشود که افراد بسیاری از پتانسیل خود برای رشد و بهبود غافل شوند و آن را جدی نگیرند. در واقع باید به خاطر داشته باشید که رهبری مجموعهای از تواناییها و مهارتهایی است که هر شخصی میتواند آن را بیاموزد. در کنار آن نیز با پذیرش طرز تفکر رشد میتوان مسیر را برای تقویت این مهارتها هموار کرد. تا به حال کتابهای بسیاری درباره رهبری منتشر شده است و حوزهای در حال شکوفایی به شمار میرود چون رهبری مهارتی است که از طریق یادگیری، تمرین و تجربه پرورش مییابد.
نکته مهم این که: طرز تفکر یک بخش کلیدی در این موضوع محسوب میشود. پس حتما به دنبال رشد و پیشرفت مداوم باشید. توصیه میکنیم مطالعه، تحقیق و الگو قرار دادن رهبران بزرگ را جدی بگیرید، تمرین کنید، به دنبال یادگیری و آموزش دیدن بروید و باور داشته باشید که اگر دیگران توانستهاند، پس حتما شما هم میتوانید.
باور غلط ۲: شکست یعنی ناتوانی در رهبری
بسیاری از افراد شکست را نشانه ضعف میدانند، اما در حقیقت شکست یک بخش طبیعی از مسیر رهبری به شمار میرود. رهبران موفق شکستهای متعددی را تجربه کردهاند اما نحوه واکنش متفاوتی به این شکستها داشتهاند.
برای مثال جف بزوس، بنیانگذار آمازون، میگوید:
“I knew that if I failed I wouldn’t regret that, but I knew the one thing I might regret is not trying.”
«میدانستم که اگر شکست بخورم پشیمان نمیشوم، اما این را هم میدانستم که تنها چیزی که از آن پشیمان خواهم شد تلاش نکردن است.»
این نکته را فراموش نکنید که: بدون شکستهای بزرگ، موفقیتهای بزرگ ممکن نمیشوند و نوآوری و رشد، بدون تجربه شکست غیرممکن است. پس باید شکست را فرصتی برای یادگیری در نظر بگیرید. برای این کار میتوانید تحلیل کنید چه چیزی درست پیش نرفت که منجر به این اتفاق شد، از این شکست چه درسی میتوانید بگیرید و چطور میتوانید بهتر عمل کنید.
باور غلط ۳: رهبری برای افراد خاص کار آسانی است
این باور غلط باعث نادیدهگرفتن تلاش، تمرین و فداکاری افرادی میشود که برای تبدیل شدن به رهبری شایسته، شبانهروزشان را فدا کردهاند. شاید رهبران موفق کاریزماتیک و مسلط بر موقعیت به نظر برسند، اما این فقط به دلیل متعهد بودنشان برای دستیابی به پیشرفت و خروج از محدوده امن است. موفقیت در رهبری نتیجه تلاش و پشتکار مستمر و تمرین هدفمند خلاصه میشود، نه داشتن ویژگیهای خاص.
نکته مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که: تحقیقات نشان میدهند که تمرین مستمر عاملی کلیدی در اثربخشی رهبری به شمار میرود. چیزی که رهبران موفق را از افراد دیگر متمایز میکند، تعهدشان به بهبود روزانه است. اقدام، تجربه، شکست، انعطافپذیری، یادگیری و به کارگیری آموختهها در قالب یک تمرین هدفمند بخشی ضروری برای موفقیت هستند.
باور غلط ۴: رهبران موفق برونگرا هستند
معمولا تصور ما از یک رهبر ایدهآل فردی پرانرژی، برونگرا و اجتماعی است. اما واقعیت این است که برخی از موفقترین رهبرها درونگرا هستند. برای مثال بیل گیتس، وارن بافت و باراک اوباما نمونههایی از رهبرهای درونگرا به شمار میروند که تاثیر بسیاری در حیطه کاری خود داشتهاند.
جالب این که رهبران درونگرا معمولا دارای مهارتهای شنیداری عالی، تفکر عمیق و توانایی تمرکز بالا هستند و به کمک این ویژگیها میتوانند رهبری مؤثر باشند. شما باید سبک رهبری خود را بشناسید و در جهت عملکرد درست از آن بهرهمند شوید.
نکته مهمی که نباید فراموش کنید: درونگرا بودن یک نقطه ضعف نیست و میتواند مزیت باشد. با تمرکز بر نقاط قوتتان مثل توانایی در برنامهریزی، تفکر استراتژیک و گوش دادن فعالانه میتوانید در نقشهای رهبری تاثیرگذارتر ظاهر شوید.
باور غلط ۵: رهبر باید همه پاسخها را بداند
یکی از بزرگترین تصورات غلطی که متأسفانه رایج هم به شمار میرود این است که رهبران باید همه جوابها را بدانند. در صورتی که با پذیرش شکست و وجود عدم اطمینان میتوان فرصتهای یادگیری، انعطافپذیری و سازگاری را به میزان بیشتری جدی گرفت. رویارویی با چالشها و چیزهایی که نمیدانیم و نمیشناسیم ما را مجبور میکند تا از محدوده راحتی خودمان یا همان Comfort zone خارج شویم. در واقع رهبران موثر به جای تکیه بر دانش و نقاط قوت خود، تلاش دارند تا به طور مستمر تجربههای جدیدی کسب کنند، از اشتباهاتشان درس بگیرند و خودشان را برای شرایط جدید وفق بدهند.
نکتهای که باید به آن توجه کنید: تحقیقات و مطالعات نشان میدهند عدم قطعیت و چالشها، فرصتهای متعددی را برای رشد فردی و توسعه مهارتهای رهبری فراهم میسازند. پس چالشها را بپذیرید چون برای یادگیری و بهبود تواناییهای رهبری بسیار حیاتی و مهم هستند.
باور غلط ۶: رهبری با عنوان شغلی تعریف میشود
رهبری فراتر از عنوانهای شغلی و جایگاههای اینچنینی است. در واقع اگر میخواهید بدانید که رهبری به چه معناست؟ یعنی تاثیرگذاری. وقتی شما در موقعیت رهبر یک تیم یا یک کسبوکار قرار دارید، از طریق اصول و ارزشهایی که الهامبخش دیگران در مسیر حرکت یک هدف مشترک است، تاثیر میگذارید و به همین ترتیب آنها را نیز در این هدف درگیر میکنید. در برهههای مختلف تاریخی رهبران تاثیرگذار بسیاری بودهاند که بدون داشتن عناوین یا مقامهای رسمی توانستهاند بر زندگی افراد بسیاری تاثیر داشته باشند.
نکته مهم و قابل توجه: همه ما در نقشهای مختلفی رهبر هستیم. شما میتوانید برای شروع میتوانید لیستی از موقعیتهایی که نقش رهبر را دارید تهیه کنید. برای رهبر بودن نباید جایگاه رسمی داشت بلکه فقط باید به عنوان الگو ظاهر شوید، چشمانداز مشترک خود را با دیگران به اشتراک بگذارید و الهامبخش دیگران برای رسیدن به اهداف مشترکتان باشید.
باور غلط ۷: رهبری یک تلاش انفرادی است
برخلاف تصور رایج افراد از «گرگ تنها»، رهبری یک مفهوم وابسته به روابط انسانی است. رهبران تاثیرگذار میدانند که به حمایت، تعامل و تعهد دیگران نیاز دارند و به تنهایی عمل نمیکنند. این افراد اهمیت تلاش جمعی برای رسیدن به اهداف مشترک را میفهمند. در واقع رهبران مؤثر میدانند که همراه کردن دیگران، ایجاد تعامل و متحد کردن افراد، عناصری کلیدی برای دستیابی به نتایج دلخواه هستند.
نکته مهم: از نقاط قوت و تواناییهای همه افراد تیم خود برای نوآوری، اجرا و بهبود موقعیت استفاده کنید. ساخت روابط قوی و تعاملات حمایتی به شما کمک میکند تا ارزشی خلق کنید و در نقش خود تاثیرگذارتر باشید.
باور غلط ۸: برای رهبری باید اجازه داشته باشید
رهبر بودن و قرار گرفتن در این نقش به دریافت مجوز یا دعوت رسمی نیاز ندارد. رهبری واقعی یعنی دیده شدن، استفاده از فرصتها و قبول مسئولیتها و وظایف خود. پس با شناسایی و استفاده از چنین فرصتهایی میتوانیم ظرفیت رهبری خود را به اثبات برسانیم و تغییری مثبت در محیط کسبوکار خود به وجود بیاوریم.
نکتهای که باید به آن اهمیت بدهید: لازم نیست منتظر کسی بمانید تا از شما درخواست رهبری کند. به فکر خلق فرصت برای خودتان باشید و سعی کنید از آنها بهره ببرید. علاوه بر این باید مسئولیتپذیری را در اولویت قرار دهید و در برابر خودتان، تیم و اقداماتتان پاسخگو باشید.
سخن پایانی
فراموش نکنید که عبور از باورهای غلط رایج درباره رهبری باعث میشود قدرت بیشتری برای آشنایی با نقش رهبری خود داشته باشید. پس این هشت باور نادرست نشان میدهند که رهبری به گروه یا دسته خاصی تعلق ندارد و مهارتی است که میتوان آن را آموخت و بهبود بخشید.
پیشنهاد میکنیم ذهنیت رشد داشته باشید، هر فرصتی برای یادگیری را جدی بگیرید و نگذارید باورهای محدودکننده شما را از چیزی که میخواهید دور نگه دارند.
دیدگاهها